Interio

کلینیک مجازی دیابت پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی تهران

1390/10/18 | ایجاد کننده: 41

کنارآمدن با تشخیص و ابتلا به دیابت

"من نمی توانم به راحتی با این قضیه کنار بیایم"، زمانی که احساس می کنید از رسیدن به اهداف شغلی و خانوادگی خود بازمانده اید، چندبار جملاتی مانند این را بیان کرده اید؟ چند بار از هر یک از بیماران مبتلا به دیابت شنیده اید "نمی توانم با کارهای دیگری که باید انجام دهم، دیابتم را هم کنترل کنم"

مبتلا به دیابت تشخیص داده شدن یا زندگی کردن با این بیماری اغلب دشوار و ناتوان کننده است؛ تا هفته ها و ماه ها پس از تشخیص دیابت، فرد مبتلا نوسانات عاطفی شدیدی را تجربه می کند. این نوسانات تا زمانی ادامه دارند که فرد آن ها را در جهت هماهنگی با درمان های جدید و تغییر سبک زندگی سازگار نماید.

همه افراد پس از شنیدن خبر مبتلا بودن به دیابت، واکنش یکسانی نشان نمی دهند، اما اغلب آن ها در ابتدا احساس مغلوب شدن، فروپاشیدن و شوکه شدنی دارند که به سوی ترس و خشم پیش می رود و به اضطراب ختم می شود. اکثر مبتلایان به دیابت دوره شبیه به سوگواری را تجربه کرده که در آن سوگوار از دست دادن سلامتشان هستند. دسته دیگر هم هرچند سعی در پنهان نمودن این احساس دارند،اما نمی توانند خود را از فشار عاطفی این شرایط جدید برهانند و به نحو مؤثری از راهبردهای مقابله در برابر این شرایط استرس آور استفاده کنند.

تعریف سازگاری

تعاریف متفاوتی از مقابله (coping) وجود دارد، اما احتمالاً یکی از کاربردی ترین تعاریف عبارت است از "رفتاری که مردم را از آسیب روانشناختی و تجارب مشکل ساز اجتماعی دور نگه می دارد". با توجه به این تعریف عمکلرد محافظتی مقابله از سه طریق نشان داده می شود:

1) حذف یا اصلاح شرایط استرس آور

2) برداشت دیگر از مفهوم رویداد استرس زا و در حقیقت تعریف مجدد آن

3) کنترل و مدیریت هیجان های همراه با رویدادهای استرس زا.

در تعریف دیگری از مقابله می بینیم: "تغییر بادوام در سبک شناختی و نحوه عمل یک فرد به منظور مدیریت مطالبات درونی و بیرونی که فراتر از منابع و قابلیت های فرد ارزیابی می شوند". به عبارت دیگر بنا به این تعریف، مقابله به افراد اجازه می دهد از مهارت ها و توانایی هایشان برای مدیریت سختی ها و مشکلات زندگی استفاده کنند. این تعریف به جای اینکه خصوصیت-محور باشد فرآیند-محور است، بدین معنی که ادعا می کند، مردم با توجه به شرایط زمانی، تجارب قبلی و ماهیت رویداد استرس زا به آن پاسخ می دهند نه بر حسب برنامه ریزی های قبلی و از پیش طراحی شده. پس این تعریف، مقابله را با توجه به نتایج و موفقیت آمیز بودن ارزیابی نمی کند، به بیانی دیگر مقابله کمک می کند تا یک فرد بر مشکلش فائق آید اما لزوماً به معنای حل موفقیت آمیز یک مسئله نیست. نکته دیگری که در این تعریف به چشم می خورد، ارائه ترکیب منحصر به فردی از عوامل شخصیتی و محیطی در مواجهه با رویدادهای استرس زاست؛ بنابراین مقابله در نتیجه تعامل فرد-محیط و به عبارت بهتر از ارزیابی فردی از موقعیت، منابع دردسترس و مجهز بودن به رفتارهای مقابله ای سازگارانه حاصل می شود.

استرس کوتاه مدت منجر به آسیب های فیزیولوژیک و روانشناختی می شود و مواجهه طولانی مدت با استرس، آثار مخربی بر سلامت روانی، عملکرد اجتماعی و سلامت جسمانی به همراه دارد. مهمترین اثر مجهز بودن به مهارت های مقابله ای افزایش توانایی و مقاومت فرد در مواجهه با استرسورهای پیش روست. زمانی که رویداد استرس آور مزمن، دیابت باشد، افراد مبتلا نمی توانند شرایط را حذف کنند؛ بنابراین باید راهی بیابند که موقعیت را به نحوی مناسب مدیریت کنند. بنابراین مدیریت فردی دیابت یک شغل تمام وقت است و کنار آمدن با آن هم به تلاشی تمام وقت نیاز دارد.

رویداد استرس زا به وقوع می پیوندد، فرد باید در مواجهه با آن به مقابله بپردازد و این مقابله نتایجی به دنبال دارد؛ پس فرآیند مقابله روندی کاملاً پیچیده است. در دیابت رویداد استرس زا، شرایط مزمن ابتلا به دیابت است که مهارت های مقابله ای فرد را در این راستا به چالش می کشاند و نتایج آن تغییر شرایط متابولیک و وضعیت بیماری است که بر اساس هموگلبین گلیکوزیله، شدت علائم، شاخص توده بدنی (BMI) و وزن بدن ارزیابی می شود. این مقابله می تواند عواقب روانشناختی مانند تغییر در وضعیت سازگاری روانشناختی، افسردگی و کیفیت زندگی هم به دنبال داشته باشد.

مبتلا به دیابت تشخیص داده شدن، یک شوک است، اما بیمار مبتلا می تواند با تلاش، مسئولیت پذیری و مدیریت فردی بیماریش به خوبی با بیماری و استرس ناشی از آن مواجه شود. برخورد صحیح با تشخیص بیماری اهمیت بسیاری دارد. این صحیح برخورد کردن از پذیرش ابتلا به بیماری آغاز می شود و با آموختن تمامی آنچه برای مدیریت فردی دیابت لازم است ادامه می یابد.

انواع سبک های سازگاری یا مقابله ای

غالباً دو نوع سبک مقابله ای دیده می شود: سبک مقابله ای هیجان-مدار و سبک مقابله ای مسئله-مدار.

هدف از مقابله مسئله-مدار حل مشکلی است که فرد با آن روبه روست و زمانی به کار برده می شود که فرد، مشکل را حل شدنی و شرایط را تغییر پذیر ارزیابی نماید. برای بیمار مبتلا به دیابت، مدیریت شرایط دشوار مربوط به غذا و غذا خوردن، احتمالاً یک مقابله مسئله-مدار است. مقابله هیجان-مدار زمانی به کار برده می شود که فرد شرایط را غیر قابل اصلاح ارزیابی می کند یا زمانی که مشکل ماهیتاً ناپایدار است و احتمالاً خودبه خود حل خواهد شد. راهبردهای مقابله ای زیادی در این دسته جای می گیرند. اغلب آن ها شامل فرآیندهای شناختی هستند که به کاهش پریشانی هیجانی می انجامند؛ از جمله اجتناب، کم انگاری مشکل، ایجاد فاصله از زمان به وجود آمدن مشکل تا زمان حل آن و یافتن نکات مثبت در وقایع منفی. در مورد مبتلایان به دیابت، بویژه نوجوانان، اجتناب از مدیریت فردی دیابت(اندازه نگرفتن قند خون یا تزریق نکردن انسولین) احتمالاً راهی برای کنارآمدن با پریشانی هیجانی "متفاوت بودن با همسالان" است. این قبیل راه حل های هیجان-مدار اغلب به نتایج مثبت روانشناختی یا جسمانی منجر نمی شوند.

از آنجا که راهبردهای مقابله ای مسئله-مدار با مراقبت فردی، کنترل متابولیک و سلامت روانشناختی بیشتر و بهتر چه در بزرگسالان و چه در کودکان مرتبط اند، به پیامدهای جسمانی و روانشناختی مثبت تری ختم می شوند. همانطور که در بزرگسالان استفاده از راهبردهای مقابله ای موقت و هیجان-مدار(مانند سایر روش های منفعلی که برای حل مسئله به کار می رود) بر عوامل مرتبط با دیابت من جمله کاهش وزن و کنترل متابولیک تأثیر منفی دارد، راهبردهای مقابله ای اجتنابی در کودکان و نوجوانان هم به کنترل متابولیک و سلامت روانشناختی ضعیف تر منجر می شود.

در کل راهبردهای مقابله ای مسئله-مدار در مقایسه با راهبردهای مقابله ای هیجان-مدار با کاهش خستگی و روحیه دهی به فرد مبتلا و در نتیجه افزایش پیگیری مراقبت فردی، می توانند نتایج بهتری در پی داشته باشند. تنها استثنا در این زمینه راهبرد هیجان-مدار "شوخی" است که به رغم سایر راهبرد های هیجان-مدار، بدون تأثیر منفی بر شرایط جسمانی و روانشناختی می تواند پریشانی هیجانی را کاهش دهد. حمایت های هیجانی ، احساسی و اطلاعاتی که از جانب تیم درمان فراهم آورده می شود، در زمره راهبردهای مسئله-مدار طبقه بندی می شود. این حمایت ها ضمن فراهم آوردن دانش لازم برای کنارآمدن با دیابت، اعتماد به نفس فرد را هم در برنامه مدیریت فردی دیابتش می افزایند.

درنهایت فرد مبتلا به دیابت باید به خاطر داشته باشد، آموختن همه آنچه برای مدیریت فردی دیابتش نیاز دارد زمان می برد. نکته مهم در این بین این است که گام به گام و با به کار بستن مهارت های مقابله ای سالم و متناسب با چالش های ایجاد شده بر اثر بیماری اش مواجه شود. همچنین باید در نظر داشته باشد هر چند در این متن مهارت های مقابله ای مسئله-مدار همچون مجهز شدن به توانایی های حل مسئله و مشورت کردن با دیگران جزء راهبردهای مقابله ای سالم برشمرده شدند اما این به معنای نفی آثار راهبردهای هیجان-مدار نیست؛ پس او باید با توجه به شرایط و به نحوی متناسب از راهبردهای هیجان-مدار و مسئله-مدار استفاده کند.


کلمات کلیدی