Interio

مرکز تحقیقات استئوپروز پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی تهران

1389/03/12 | ایجاد کننده: 4

تشخيص


  • استئوپروز در مردان زير 50 سال و زنان پيش از يائسگي و کودکان، بر اساس وجود fragility fracture يا Z-score پايين همراه با ديگر عوامل خطر شكستگي تشخيص داده می شود.
  • در مواردي که Z-score کمتر از 2- است، از اصطلاح "تراکم استخوان پايين براي سن تقويمي" استفاده مي شود و اگر بزرگتر از 2- باشد، از اصطلاح "در محدوده قابل انتظار برای سن" استفاده می شود. EMRI
  • استفاده از Z score براي تشخيص بايد با در نظر گرفتن استانداردهاي مطابق با سن، جنس، نژاد و قوميت باشد.
  • مناطق منتخب براي انجام دانسيتومتري عبارتند از ستون مهره ها و کل اسکلت بدن.
  • مطالعات سريال Bone Mineral Densitometry) BMD) بايد به وسيله يک دستگاه واحد و تنظيمات يکسان صورت گيرد. به هر حال بايد توجه داشت که همزمان با رشد کودک ممکن است نياز به اعمال تغييرات وجود داشته باشد.

روشهاي تشخيصي

استحكام استخوان به دو عامل تراكم معدني استخوان و کيفيت استخوان بستگي دارد. كيفيت استخوان در حال حاضر قابل سنجش نمی باشد و تنها معيار عملي براي ارزيابي آن، سابقه شكستگي استئوپروتيك در بيمار است. بنابراين براي ارزيابي استحكام استخوان، سنجش تراكم معدني استخوان (BMD) استفاده مي‌شود.

راديوگرافي ساده EMRI

يافته‌هاي غيرطبيعي در پرتونگاري (X-ray) تا زمانيکه تراكم استخوان بيش از 30% کاهش نيافته باشد,مشاهده نمي‌شود و دانسيته به ظاهر نرمال استخوان نيز نمي تواند به طور قطع رد کننده استئوپروز باشد. از طرفي، تفسير تصاوير تا حد زيادي وابسته به قضاوت راديولوژيست است. بدين ترتيب، راديوگرافي ساده در ارزيابي تراکم استخوان، روش تشخيصي مناسبي محسوب نمي شود. يافته هاي حاصل از تصاوير راديوگرافي نبايد مبنايي براي شروع درمان قرار گيرد.

در بيماراني که دچار شکستگي مشکوک مهره يا مورد شناخته شده آن هستند و يا دچار کاهش قد غير قابل توجيه مي باشند، راديوگرافي ستون فقرات توراسيک و کمري، جهت تشخيص و تأييد شکستگي انديکاسيون دارد.

راديوگرافي استاندارد از حساسيت و پايايي اندکي براي ارزيابي تراکم استخوان برخوردار است:
  • راديوگرافي ساده نبايد براي تشخيص يا رد استئوپروز بكار رود.
  • هنگامي كه در راديوگرافي، استئوپني شديد مشهود باشد لازم است بيمار جهت سنجش تراکم استخوان ارجاع داده میشود.

تراكم استخوان به دو صورت سنجيده می شود:
  • سنجش تراكم استخوان مركزي (مهره‌ها و گردن فمور)
  • سنجش تراكم استخوان محيطي (پاشنه پا)

Dual energy X-ray Absorptiometry) DXA) EMRI

اين روش، مؤثرترين راه تخمين ريسك شكستگي در خانمهاي يائسه بوده و در سنجش تراکم استخوان، استاندارد طلايي به شمار می رود. در گزارش BMD اطلاعات زير را خواهيد يافت:
  •  خصوصيات دموگرافيك بيمار، نوع دستگاه، ناحيه انجام دانسيتومتري.
  •  نتيجه دانسيتومتري: ميزان قدر مطلق دانسيته استخوانیg/cm2) T-score، Z-score)، تشخيص و ميزان خطر شكستگي.

انديکاسيون هاي انجام BMD


  • زنان بالاي 65 سال EMRI
  • زنان يائسه زير 65 سال دارای يک عامل خطر ماژور استئوپروز
  • بالغين با سابقه fragility fracture
  • يافته هاي پرتونگاري (استئوپنی يا شکستگي مهره)
  • درمان طولاني با گلوکوکورتيکوئيد (بيش از 3 ماه)
  • بالغين مبتلا به بيماريهای همراه با از دست رفتن تراکم استخوان
  • پايش پاسخ به درمان استئوپروز
  • مردان 70 ساله و بالاتر

◊ تراكم استخوان به طور معمول با استفاده از دستگاه DXA در دو ناحيه (مهره های کمری و هيپ) اندازه گيری می شود

◊  اختلالات ساختاری استخوان (اسکوليوز، استئوآرتريت شديد) تفسير نتايج را مخدوش می کند.

کنترانديکاسيون هاي انجام BMD به روش DXA:


  • شك به بارداري
  • انجام اسكن‌هاي راديوايزوتوپ طي 3 روز اخير
  • انجام گرافي با ماده حاجب طي 5 روز اخير (در تفسير نتايج تداخل مي‌كند)
  • وجود surgical hardware (پروتز های فلزی)

QCT تراکم حجمی استخوان (Quantitative Computed Tomography)

تراکم حجمی استخوان (volumetric bone density) را اندازه گيری می کند. مزيت استفاده از اين روش آن است که تراکم استخوان کورتيکال و ترابکولار بطور جداگانه اندازه گيري مي شود. از معايب آن، دوز نسبتاً بالاي اشعه و هزينه بالای آن است.استفاده از QCT در تشخيص استئوپروز، مي‌تواند مدنظر قرار گيرد اما در حال حاضر براي پيگيري درمان توصيه نمي شود.

Quantitative Ultrasound Densitometry

بر طبق شواهد موجود، QUS در صورت همراهي با سنجش تراکم استخوان به روش DXA، مي تواند تخميني از خطر شکستگي بدست دهد. دقت QUS چندان بالا نيست و برای استفاده از اين روش به منظور غربالگري جمعيت يا پيش غربالگري انجام DXA، شواهد محکمي در دست نيست. انجام QUS پاشنه، براي بررسي و پايش بيماران مشکوک به استئوپروز يا براي توجيه آغاز درمان، روش مناسبي نمي باشد.

بررسي هاي آزمايشگاهی

برخي از تستهاي آزمايشگاهي بايد براي هر بيمار مبتلا به استئوپروز درخواست گردد. اين تستها وضعيت اوليه بيمار را معين و علل ثانويه استئوپروز را رد مي کنند. چنانچه شرح حال يا معاينه باليني بيمار، مطرح کننده علل ثانويه براي استئوپروز باشد، بايد بررسيهاي آزمايشگاهي تکميلی انجام شود. حساسيت و ويژگي مارکرهاي بيوشيميايي استخوان در تشخيص استئوپروز پايين بوده و در پيش بيني خطر شکستگي نيزکمکی نمی نمايد. EMRI
  • جهت ارزيابی استئوپروز در بيماران مراجعه کننده، بايد متناسب با وضعيت هر بيمار آزمايش های زير درخواست گردد: CBC ،ESR ،FBS ،Na ،K ،Ca ، P ،Creat ،AST، ALT،Alk-ph ،TSH ،T4 ،25(OH)D3، آلبومين، توتال پروتئين، پروفايل چربي، جمع آوری ادرار 24 ساعته از نظر کلسيم.
  • غلظت آلکالن فسفاتاز ممکن است در بيمارانی که دچار شکستگی های رو به بهبود هستند، بالا باشد. بنابراين بالا بودن آلکالن فسفاتاز به تنهايي در بيمارانی که به تازگی دچار شکستگی شده اند، ارزش تشخيصی محدودی دارد.
  • تستوسترون سرم در مردان مبتلا به استئوپروز بايد اندازه گيری شود، بويژه اگر دچار کاهش ميل جنسی، ناتوانی جنسی و آتروفی بيضه ها شده باشند.
  • PTH در بيماران دچار هيپرکلسمی، هيپرکلسيوری، سابقه سنگ کليه يا استئوپنی بايد اندازه گيری شود.
  • در صورتيکه بيمار آنمی غير قابل توجيه، کاهش وزن، هيپرکلسمی، نارسايي کليه به همراه سديمان ادراری غير فعال داشته باشد، بايد مالتيپل ميلوم را در نظر داشت و الکتروفورز پروتئينهای ادرار و سرم توصيه می شود.
  • ماركرهاي بيوشيميايي بازچرخش استخوان در تشخيص استئوپروز يا انتخاب بيماران براي انجام BMD،‌ نقش ندارند.


کلمات کلیدی